پی ال سی

مطالعه‌ی جامع انواع ماژول های PLC و تحلیل عملکرد آنها در اتوماسیون صنعتی

مطالعه‌ی جامع انواع ماژول های PLC  و تحلیل عملکرد آنها در سیستم های اتوماسیون صنعتی

فهرست

مقدمه

۱) معرفی ساختار PLC و ماژول‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن

۲) معرفی واحد پردازش مرکزی (CPU)

مقایسه CPU با مغز انسان

منطق و پردازش

۳) ساختار PLC

۱-۳) حافظه (Memory)

۲-۳) کارت ارتباطی (Communication Processor – CP)

۳-۳) ماژول‌های ورودی و خروجی (I/O)

کمیت‌های دیجیتال

کمیت‌های آنالوگ

3-3-3) ماژول ورودی (Input Module)

3-3-3-1) ورودی دیجیتال (DI)

3-3-3-2) ورودی‌های آنالوگ (AI)

1-2-3-3-3) ورودی آنالوگ در PLC

4-3-3)  ماژول خروجی (Output Module)

1-4-3-3)  خروجی‌های دیجیتال (DO)

2-4-3-3) خروجی‌های آنالوگ  (AO)

خروجی‌های PLC

خروجی آنالوگ PLC

3-4) ماژول واسط (Interface Module)

3-5) ماژول تابع (Function Module):

4) پروتکل‌های ارتباطی صنعتی

۵) جمع‌بندی

6) پرسش و پاسخ

 

مقدمه:

فناوری «پی‌ال‌سی» (PLC) سال‌هاست که ساختار صنعت و حوزه‌ی اتوماسیون را دستخوش تحولی بنیادین کرده است. این تکنولوژی که در ابتدا با هدف پاسخ‌گویی به نیازهای خاص صنعتی ابداع شد، به دلیل کارایی بالا و انعطاف‌پذیری گسترده، به‌سرعت در حوزه‌های متنوع‌تری به کار گرفته شد. عبارت PLC سرواژه‌ی «Programmable Logic Controller» یا «کنترل‌کننده‌ی منطقیِ برنامه‌پذیر» است؛ بدین معنا که با یک واحد کنترلی سروکار داریم که قابلیت پذیرش دستورالعمل‌ها و الگوریتم‌های مختلف را داراست. در واقع، پی‌ال‌سی را می‌توان کامپیوتری تخصصی تلقی کرد که برای عملکرد بی‌وقفه و قابل‌اطمینان در محیط‌های صنعتیِ سخت (مانند شرایط دشوار دما، رطوبت، یا غبارآلود) طراحی شده است. هدف اصلی از ابداع این سیستم‌ها، اتوماسیونِ فرآیندهای صنعتی نظیر خطوط مونتاژ کارخانه‌ها، سیستم‌های فرآوری معادن، تصفیه‌خانه‌های فاضلاب و بسیاری موارد دیگر بوده است. پیش از ظهور PLC، سیستم‌های کنترلی عمدتاً بر پایه رله‌ها و تابلوهای فرمانِ مبتنی بر بانک‌های رله استوار بودند که وظیفه‌ی مدیریت وضعیتِ «روشن/خاموش» دستگاه‌های خروجی را بر عهده داشتند. در برخی از این سیستم‌ها، حجم بالای رله‌ها به اندازه‌ای بود که کل یک محفظه‌ی بزرگ را به خود اختصاص می‌داد. ضعف اصلی این سیستم‌ها، ماهیت مکانیکی رله‌ها بود؛ استهلاک فیزیکی ناشی از کلیدزنی‌های مداوم در بلندمدت منجر به خرابی قطعات می‌شد. علاوه بر این، در صورت بروز نقص فنی، عیب‌یابیِ محل دقیق خرابی بسیار زمان‌بر و دشوار بود و سیستم ناگزیر باید برای بازه‌ی زمانی طولانی متوقف می‌شد تا خطایابی و تعمیرات صورت گیرد. امروزه ماژول‌ها به اجزای تفکیک‌ناپذیری در اتوماسیون صنعتی تبدیل شده‌اند که هر یک وظایف و قابلیت‌های منحصربه‌فرد خود را ارائه می‌دهند. انتخاب ماژول‌های بهینه در هر صنعت، مستقیماً به الزامات فنیِ فرآیندهای آن واحد بستگی دارد. صنایع مختلف قادرند با بهره‌گیری هوشمندانه از این تکنولوژی‌ها، فرآیندهای خود را به‌طور قابل‌توجهی بهینه‌سازی کنند. در نهایت، شناخت عمیقِ ماژول‌های مختلف پی‌ال‌سی (به‌ویژه برند زیمنس) و کسب مهارت در انتخاب و پیاده‌سازی دقیق آن‌ها، عاملی کلیدی در افزایش بهره‌وری و بهبود عملکردِ سیستم‌های اتوماسیون صنعتی به شمار می‌رود.

 

۱) معرفی ساختار PLC و ماژول‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن

یک سیستم PLC از سه بخش سخت‌افزاری کلیدی تشکیل شده است:

  • واحد پردازش مرکزی (CPU)
  • ماژول‌های ورودی و خروجی (I/O)
  • ماژول منبع تغذیه (PS)

در سیستم‌های مبتنی بر ریزپردازنده، واحد پردازش مرکزی یا CPU حکم مغز سیستم را دارد؛ چرا که تمامی داده‌های دریافتی از ورودی‌ها، بر اساس دستورالعمل‌های برنامه‌ریزی‌شده، در این بخش پردازش شده و در نهایت منجر به فعال یا غیرفعال شدن خروجی‌ها می‌گردد. بدیهی است که هرچه سرعت پردازشی CPU بالاتر باشد، زمان اجرای دستورات کاهش یافته و سرعت کلی پاسخ‌دهی PLC افزایش می‌یابد.

۲) معرفی واحد پردازش مرکزی (CPU)

CPU که مخفف عبارت Central Processing Unit است، به‌عنوان قلب تپنده و مغز متفکر PLC شناخته می‌شود. تمام برنامه‌های کنترلی که به شکل دستورات منطقی نوشته شده‌اند، در این واحد ذخیره و اجرا می‌شوند. وظایف اصلی CPU شامل مدیریت حافظه، پایش وضعیت ورودی‌ها و صدور فرمان برای خروجی‌ها بر اساس منطق تعریف‌شده است. در هر سیستم PLC، چندین ماژول ورودی (Input) و خروجی (Output) به کار گرفته می‌شوند که نقش پل ارتباطی میان CPU و تجهیزات خارجی را ایفا می‌کنند؛ این ماژول‌ها با هماهنگی کامل، امکان کنترل و مدیریت خودکار فرآیندهای صنعتی را فراهم می‌سازند. در این مقاله، ابتدا به معرفی تخصصی واحد پردازش مرکزی (CPU) می‌پردازیم و سپس ماژول‌های ورودی و خروجی را بررسی خواهیم کرد. به طور کلی، تمامی ماژول‌های PLC (به استثنای منبع تغذیه) در سه دسته‌ی پردازنده، ورودی‌ها و خروجی‌ها جای می‌گیرند. همان‌طور که گفته شد، CPU بخشی است که منطق برنامه و حافظه‌ی سیستم در آن متمرکز شده است.

مقایسه CPU با مغز انسان:

اگرچه هیچ سیستم مصنوعی از نظر پیچیدگی با مغز انسان قابل‌مقایسه نیست، اما برای درک بهتر عملکرد CPU می‌توان از این تشبیه استفاده کرد. همان‌طور که منطق، حافظه و توانایی برقراری ارتباط در مغز انسان نهادینه شده، CPU نیز تمامی این وظایف را در دل خود جای داده است.

منطق و پردازش:

گام نخست در اتوماسیون ماشین‌آلات صنعتی، نگارش برنامه‌ای است که درون CPU ذخیره می‌شود. پردازنده وضعیت ورودی‌ها را بررسی کرده و بر اساس منطق برنامه‌نویسی‌شده، تصمیم‌گیری کرده و عملیات مقتضی (فعال/غیرفعال کردن خروجی‌ها) را انجام می‌دهد. این فرآیند شباهت بسیاری به عملکرد مغز انسان دارد؛ مغز نیز سیگنال‌های محیطی را از طریق حواس پنج‌گانه دریافت می‌کند، با تکیه بر تجربیات و الگوهای رفتاری (برنامه) خود تصمیم می‌گیرد و سپس دستورات لازم را برای انجام فعالیت‌هایی نظیر حرکت کردن، سخن گفتن یا واکنش‌های ارادی به سایر اعضای بدن ارسال می‌کند.

۳) ساختار PLC

معماری سیستم‌های PLC از چندین ماژول تخصصی و کلیدی تشکیل شده است که هر یک مسئولیت‌های ویژه‌ای را بر عهده دارند؛ عملکرد صحیح و هم‌افزایی این اجزا، نقش حیاتی در کارایی کلی دستگاه ایفا می‌کند. ساختار اصلی این ماژول‌ها عبارتند از:

  • حافظه (Memory): واحد ذخیره‌سازی داده‌ها، برنامه‌های کنترلی و اطلاعات متغیرهای سیستم.
  • کارت ارتباطی (Communication Processor – CP): ماژولی که وظیفه‌ی تسهیل تبادل اطلاعات میان PLC با سایر دستگاه‌ها یا شبکه‌های صنعتی را بر عهده دارد.
  • ماژول‌های ورودی و خروجی (I/O Modules): کارت‌هایی که به عنوان پل ارتباطی، سیگنال‌های محیطی را دریافت یا فرمان‌های پردازش‌شده را به تجهیزات میدانی ارسال می‌کنند.
  • ماژول واسط (Interface Module): واحدی که جهت اتصال و هماهنگی میان اجزای مختلف سیستم یا گسترش رک‌های (Rack) پی‌ال‌سی به کار می‌رود.
  • ماژول تابع (Function Module): ماژول‌های هوشمندی که وظایف کنترلی پیچیده و خاص (مانند کنترل موقعیت، شمارش‌های سرعت‌بالا و…) را مستقل از پردازنده اصلی انجام می‌دهند.
ماژول وظیفه
واحد پردازشگر مرکزی (CPU) اجرای برنامه، پردازش ورودی ها و صدور فرامین خروجی
ماژول های وورودی/خروجی دریافت و ارسال سیگنال ها به/از دستگاه های متصل به پی ال سی
واحد حافظه ذخیره سازی برنامه، داده ها و سایر اطلاعات مورد نیاز
واحد تغذیه تامین نیروی برق مورد نیاز پی ال سی و تجهیزات متصل
واحد ارتباطی برقراری ارتباط بین پی ال سی و سایر دستگاه ها و سیستم ها

 

 

۱-۳) حافظه (Memory):

حافظه، بستری است که تمامی برنامه‌های کنترلی و اطلاعات مورد نیاز سیستم در آن نگهداری می‌شود. افزون بر این، سیستم‌عامل که مسئولیت مدیریت کلانِ عملکردِ PLC را بر عهده دارد نیز در این بخش جای گرفته است. حافظه‌ی پردازنده که غالباً در بطن CPU تعبیه شده، وظیفه‌ی ذخیره‌سازی کوتاه‌مدت یا بلندمدتِ داده‌ها و دستورالعمل‌ها را بر عهده دارد. عملکرد این حافظه به حافظه‌های رایانه‌ای (مانند RAM و ROM) شباهت دارد و امکان خواندن و نوشتن اطلاعات بر روی آن فراهم است. برای درک بهتر، می‌توان آن را با حافظه‌ی انسانی مقایسه کرد؛ همان‌طور که مغز انسان اطلاعات را به‌صورت موقت یا دائم بایگانی می‌کند تا فرد بتواند مهارت‌هایی نظیر دوچرخه‌سواری را از طریق بازیابی خاطرات و دانسته‌ها اجرا کند، حافظه‌ی PLC نیز دسترسی به دستورالعمل‌های لازم برای اجرای فرآیندهای کنترلی را ممکن می‌سازد.

 

۲-۳) کارت ارتباطی (Communication Processor – CP):

این ماژول که با نام اختصاری CP شناخته می‌شود، به منظور تسهیل انتقال داده‌ها در سیستم‌هایی به کار می‌رود که پورت‌های ارتباطیِ تعبیه‌شده روی CPU برای نیازهای پروژه کافی نیستند. هر پردازنده در PLC زیرساخت‌های خاصی را برای برقراری ارتباط فراهم می‌کند که معمولاً شامل موارد زیر است:

  • اتصال به رایانه‌ی برنامه‌نویسی از طریق درگاه‌های سریال یا USB تعبیه‌شده بر روی ماژول پردازنده.
  • برقراری ارتباط با ماژول‌های ورودی/خروجی (I/O) بر اساس پروتکل‌های تعریف‌شده.
  • ایجاد شبکه میان PLCها و سایر تجهیزات اتوماسیون صنعتی با استفاده از بسترهای اترنت یا دیگر توپولوژی‌های شبکه.

۳-۳) ماژول‌های ورودی و خروجی (I/O):

ماژول‌های ورودی و خروجی که به اختصار I/O نامیده می‌شوند، از ارکان اصلی هر PLC بوده و وظیفه‌ی ایجاد پیوند میان پردازنده و دنیای پیرامون (ماشین‌آلات و تجهیزات) را بر عهده دارند. در هر سیستم، ماژول‌ها به دو دسته‌ی ورودی و خروجی تقسیم می‌شوند؛ ماژول‌های ورودی، وضعیت سیگنال‌های دریافتی از تجهیزاتی مانند کلیدهای فشاری، سوئیچ‌ها و سنسورهای دما را شناسایی می‌کنند. در مقابل، ماژول‌های خروجی مسئول تغییر وضعیت تجهیزات خروجی سیستم هستند؛ تجهیزاتی نظیر رله‌ها، استارترهای موتور و نشانگرهای نوری، نمونه‌هایی از این دسته هستند.

به‌طور کلی، ماژول‌های سیگنال در چهار دسته‌بندی اصلی جای می‌گیرند:

  • ماژول ورودی دیجیتال (Digital Input Module)
  • ماژول خروجی دیجیتال (Digital Output Module)
  • ماژول ورودی آنالوگ (Analog Input Module)
  • ماژول خروجی آنالوگ (Analog Output Module)

این ماژول‌های سیگنال، امکان پایش وضعیت لحظه‌ای شبکه را توسط سنسورهای کنترلی فراهم می‌آورند. در واقع، ماژول‌های دیجیتال و آنالوگ، ورودی‌ها و خروجی‌های موردنیازِ سیستم را برای اجرای دقیق وظایف محوله تأمین می‌کنند.

کمیت‌های دیجیتال

رایج‌ترین کمیت‌هایی که به عنوان ماژول‌های ورودی و خروجی در PLC مورد استفاده قرار می‌گیرند، کمیت‌های دیجیتال یا گسسته هستند. مفهوم این کمیت‌ها بسیار ساده است؛ زیرا تنها دو حالت روشن یا خاموش دارند. از جمله مثال‌های پرکاربردِ ورودی‌های گسسته در PLC می‌توان به کلیدهای شستی، سنسورهای مجاورت، چراغ‌ها، رله‌ها و راه‌اندازهای موتور اشاره کرد.

کمیت‌های دیجیتال فقط دو مقدار صفر و یک را می‌پذیرند؛ به عبارت دیگر، یا کاملاً وجود دارند یا اصلاً وجود ندارند. این کمیت‌ها فقط در یکی از دو وضعیت روشن یا خاموش قرار می‌گیرند و حالت میانی ندارند.

کمیت‌های آنالوگ

نوع دیگری از کمیت‌هایی که در ماژول‌های ورودی و خروجی PLC به کار می‌روند، کمیت‌های آنالوگ یا پیوسته هستند. سیگنال‌های آنالوگ می‌توانند هر مقداری را در یک دامنه مشخص اختیار کنند. برای مثال، یک سیگنال آنالوگ می‌تواند ولتاژی در بازه‌ی ۰ تا ۱۰ ولت داشته باشد و مقدار آن می‌تواند ۲ ولت، ۳ ولت یا حتی ۸/۵ ولت باشد. از جمله مثال‌های کمیت‌های آنالوگ می‌توان به دمای هوا، فشار روغن و شدت نور اشاره کرد.

در دنیای PLC، ورودی‌های آنالوگ معمولاً در یکی از محدوده‌های زیر اندازه‌گیری می‌شوند:

  • ۱۰- تا ۱۰+ ولت جریان مستقیم
  • ۰ تا ۱۰+ ولت جریان مستقیم
  • ۱+ تا ۵+ ولت جریان مستقیم
  • ۰ تا ۱ میلی‌آمپر
  • ۰ تا ۲۰ میلی‌آمپر
  • ۴ تا ۲۰ میلی‌آمپر

در واقع، ماژول ورودی آنالوگ ولتاژ یا جریان را از تجهیز ورودی دریافت می‌کند. به طور مشابه، ماژول خروجی آنالوگ نیز خروجی را در یکی از همین قالب‌ها تولید می‌نماید. ویژگی مهم سیگنال‌های آنالوگ این است که می‌توانند به‌صورت تدریجی و با تغییرات جزئی افزایش یا کاهش یابند؛ در مقابل، PLC نیز قادر است خروجی را با همین دقت تنظیم کند.

3-3-3) ماژول ورودی (Input Module)

این واحد وظیفه‌ی دریافت اطلاعات از فرآیند یا پروسه‌ی تحت کنترل را بر عهده دارد. تعداد ورودی‌ها در PLCهای مختلف، با توجه به نوع CPU به‌کاررفته در آن‌ها متفاوت است.

به‌طور کلی، ورودی‌های مورد استفاده در سیستم‌های PLC به دو دسته تقسیم می‌شوند:

  • ورودی‌های دیجیتال (Digital Inputs) – DI
  • ورودی‌های آنالوگ  (Analog Inputs) – AI

در ادامه، هر یک از این ورودی‌ها بررسی می‌شوند.

3-3-3-1) ورودی دیجیتال (DI):

ماژول‌های ورودی دیجیتال به دو صورت ۲۴ ولت DC یا ۲۲۰ ولت AC موجود هستند. ورودی‌های دیجیتال PLC دارای دو حالت منطقی ۰ و ۱ می‌باشند. برای مثال، زمانی که یک کلید در ورودی PLC بسته شود، CPU آن را معادل ۱ منطقی در نظر می‌گیرد و زمانی که همان کلید باز شود، CPU آن را معادل ۰ منطقی تلقی می‌کند. برای حفاظت مدارهای داخلی PLC در برابر اضافه‌ولتاژ و همچنین جلوگیری از ورود نویزهای محیط صنعتی، ارتباط ورودی‌ها با مدارهای داخلی PLC توسط کوپل‌کننده‌های نوری (Opto-Coupler) انجام می‌شود.

3-3-3-2) ورودی‌های آنالوگ (AI) :

این کارت‌ها در دو نوع ولتاژی و جریانی موجود هستند. نوع ولتاژی آن با بازه‌های ولتاژ ۰ تا ۱۰ ولت DC یا ۱ تا ۵ ولت DC کار می‌کند، در حالی که نوع جریانی آن با جریان‌های ۰ تا ۲۰ میلی‌آمپر یا ۴ تا ۲۰ میلی‌آمپر عمل می‌نماید. در این کارت‌ها، مقدار ورودی آنالوگ توسط یک مبدل A/D (Analog to Digital) به مقدار دیجیتال قابل پردازش توسط CPU تبدیل می‌شود. اتصال ترانسدیوسرهای ولتاژی و جریانی، ترموکوپل و حسگرهای مقاومتی دما (RTD) به این کارت‌های ورودی آنالوگ امکان‌پذیر است.

1-2-3-3-3) ورودی آنالوگ در PLC:

ورودی آنالوگ دارای ولتاژ ثابت نبوده و مقادیر متنوعی می‌پذیرد. سیگنال‌های آنالوگ ۴ تا ۲۰ میلی‌آمپر و ۰ تا ۱۰ ولت DC، متداول‌ترین انواع آن هستند. در واقع به‌طور ساده، سیگنال آنالوگ یا ماژول ورودی (Input module)، سیستمی پیوسته در PLC است. سیگنال‌های آنالوگ دو وضعیتی نبوده و دارای مقادیر پیوسته می‌باشند که قادرند فرآیندهای فشار و دما را تغییر دهند. ورودی PLC یکی از مهم‌ترین سیگنال‌های آنالوگ محسوب می‌شود. در کارت‌های ورودی از واحد A/D استفاده شده تا سیگنال الکتریکی را تبدیل کنند. سیگنال ورودی با ورود به کانال کارت آنالوگ به دیتا تبدیل می‌شود و این دیتا یک عدد دیجیتالی ۱۶ بیتی است. دقت کنید که این تبدیل به‌صورت جداگانه و سیکلی در کانال آنالوگ انجام می‌گیرد. با توجه به شرایط، مقدار سیگنال‌های آنالوگ متغیر است. رزولوشن سیگنال آنالوگ به تعداد بیت‌های مورد استفاده برای ذخیره‌سازی آن گفته می‌شود که در واقع مانند پیکسل در تلویزیون است. برای انتخاب ماژول‌های ورودی و خروجی باید الزامات فنی را در نظر گرفت.

4-3-3)  ماژول خروجی: (Output Module)

از طریق این واحد، فرمان‌های PLC به پروسه‌ی تحت کنترل ارسال می‌شود. تعداد خروجی‌ها بسته به مدل‌های گوناگون PLC متغیر است. ماژول خروجی همانند ماژول ورودی، به دو صورت زیر موجود است:

خروجی‌های دیجیتال (Digital Outputs) (DO)

خروجی‌های آنالوگ   (Analog Outputs) (AO)

که به بررسی آن‌ها می‌پردازیم:

1-4-3-3)  خروجی‌های دیجیتال (DO):

ماژول‌های خروجی دیجیتال معمولاً به دو نوع رله‌ای و ترانزیستوری موجود هستند. مزیت ماژول‌های ترانزیستوری نسبت به نوع رله‌ای این است که خروجی‌ها در آن‌ها می‌توانند با سرعت بالایی قطع و وصل شوند. حداکثر جریانی که می‌توان از یک خروجی دریافت کرد، به نوع کارت وابسته است.

 

2-4-3-3) خروجی‌های آنالوگ  (AO):

در این واحد، مقادیر دیجیتال حاصل از پردازش CPU توسط یک مبدل D/A (Digital to Analog) به سیگنال‌های آنالوگِ مورد نیاز برای کنترل پروسه‌ی مربوطه تبدیل می‌شوند. سطح ولتاژ و جریان استاندارد این خروجی‌ها می‌تواند شامل مقادیر صفر تا ۱۰ ولت DC یا صفر تا ۲۰ میلی‌آمپر باشد.

 

خروجی‌های PLC:

اگر قصد دارید از PLC برای تغییر محیط بیرون استفاده کنید، می‌توانید ماژول‌های خروجی PLC را به کار بگیرید. وظیفه‌ی ماژول خروجی (Output module)، تریگر کردن است و از آن برای تغییر کمیت‌های پیوسته استفاده می‌شود. توجه کنید که خروجی‌های دیجیتال دو‌وضعیتی بوده و در حالت صفر یا یک قرار دارند. از خروجی‌های دیجیتال برای روشن و خاموش کردن سایر تجهیزاتی که به PLC متصل می‌شوند، استفاده می‌گردد. شما با استفاده از کارت خروجی دیجیتال می‌توانید سیگنال‌های دو‌حالته را به کنتاکتور، لامپ، رله و کلیه مصرف‌کننده‌های دیجیتال ارائه دهید. توجه کنید نوع و مقدار سیگنال خروجی می‌تواند متفاوت باشد و تمام انواع کارت‌های DO با ارسال سیگنال‌های گوناگون ارائه شده‌اند. از رایج‌ترین سیگنال‌های خروجی دیجیتال می‌توان به سیگنال ۲۴ ولت DC اشاره کرد. کارت‌های DO را می‌توان برای ولتاژهای DC و AC به کار برد. شما می‌توانید مدار داخلی آن را برای جریان‌دهی بالا طراحی کنید، اما کارت‌های DO رله‌ای سرعت قطع و وصل بسیار کمی داشته و استهلاک آن‌ها زیاد است. ماژول‌های ورودی و خروجی مدل‌های مختلفی دارند و هر کدام کاربردهای متفاوتی دارند. ورودی دیجیتال (Digital input) به صورت ۰ و ۱ است که در برخی مواقع به شکل ولتاژ وارد می‌شود. ماژول‌های ورودی و خروجی در طبقه ورودی‌ها، پردازنده‌ها و خروجی‌ها قرار دارند و به صورت صفر و یک هستند؛ به عنوان مثال می‌توان کلید روشن و خاموش لامپ را نام برد که به آن‌ها باینری می‌گویند. ماژول خروجی (Output module) در ولتاژ (۲۴، ۴۸، ۱۱۰ ولت) DC یا جریان (۴ تا ۲۰ میلی‌آمپر)، ولتاژ AC (۲۴۰، ۱۱۰ ولت) یا جریان (۴ تا ۲۰ میلی‌آمپر)، خروجی آنالوگ، هوشمند و غیره تقسیم‌بندی می‌شود. کارت ورودی دیجیتال واسطه‌ای است که در PLC نصب شده و وظیفه‌ی مدیریت درخواست‌های دیجیتالی را دارد. در داخل ماژول خروجی (Output module) دیودهای LED وجود دارند که با روشن شدن دستگاه و فعال شدن حسگرها، بر روی این دستگاه نورهای LED درخشندگی پیدا می‌کنند و با روشن شدن هر LED، دستگاه PLC حافظه داخلی خود را در منطق یک قرار می‌دهد. ماژول‌های ورودی و خروجی در چندین مدل تولید شده‌اند و عملکرد متفاوتی دارند.

 

خروجی آنالوگ PLC:

در شرایطی امکان ندارد از دیتای داخلی CPU برای رسیدن به خواسته‌ی خود استفاده کنید و خروجی با مقادیر ۰ و ۱ کارایی ندارد. خروجی آنالوگ یک نوع خروجی پیوسته است و اگر شما به کنترل‌کننده‌ی سرعت خود سیگنال مرجع سرعت بدهید، باید با خروجی آنالوگ این کار را انجام دهید. خروجی آنالوگ را با ورودی آنالوگ اشتباه نگیرید؛ اگرچه شباهت‌های زیادی دارند اما در نحوه‌ی استفاده و نحوه‌ی سیم‌کشی، تفاوت‌های بسیاری با هم دارند. توجه کنید که مشخص‌کننده‌ی نوع آنالوگ، دستگاهی است که به خروجی متصل می‌کنید. خروجی آنالوگ یک ولتاژ ساده است که برای سیم‌کشی آن احتیاج به دو سیم دارید. دقت کنید که میان خروجی جریان و ولتاژ و امپدانس بار، تفاوت‌های بزرگی وجود دارد؛ خروجی ولتاژ به حداقل امپدانس بار احتیاج دارد، اما خروجی‌های جریان به بیشترین امپدانس نیازمند هستند. ماژول‌های ورودی و خروجی ولتاژ کاربردهای مختلفی دارند و می‌توانید در محیط‌های سازمان‌یافته و خشن از این ماژول‌های ورودی و خروجی استفاده نمایید.

3-4) ماژول واسط (Interface Module):

در صورت نیاز به اضافه نمودن ماژول‌های ورودی یا خروجی به PLC از این ماژول استفاده می‌کنیم. در شکل زیر یک نمونه از ماژول واسط آورده شده‌است؛ IM مخفف کلمه‌ی Interface Module به معنی ماژول رابط است. زمانی که فضای کافی در رک اصلی وجود ندارد و ما می‌خواهیم ماژول‌های ورودی و خروجی را گسترش بدهیم، از ماژول‌های رابط یا Interface Module (IM) استفاده می‌کنیم؛ در واقع ماژول‌های رابط برای اتصال سایر رک‌ها به رک اصلی به منظور ارتباط با CPU مورد استفاده قرار می‌گیرند.

3-5) ماژول تابع (Function Module)::

این ماژول ها، ماژول های هوشمندی می باشند که خود دارای یک CPU مستقل بوده و قابلیت برنامه‌ریزی را دارا می باشند. استفاده از این ماژول ها ضمن ایجاد توانایی‌های جدید، از حجم کار PLC به میزان قابل‌توجهی می‌کاهند. برخی از موارد کاربرد ماژول های تابع عبارت‌اند از:

  • کنترل حلقه بسته
  • کنترل موقعیت
  • شمارش
  • کنترل سرو موتور
  • کنترل موتورهای پله‌ای

FMمخفف Function Module به معنی ماژول های عملکردی، FM ها کارهای هوشمند مانند تعیین موقعیت، شمارش و موقعیت یابی و سایر عملکردهای پیچیده در شبکه اتوماسیون را به طور مستقل انجام می دهند. آنها زمانی مورد استفاده قرار می گیرند که تقاضای زیادی در خصوص دقت در شبکه اتوماسیون وجود داشته باشد.

 

4) پروتکل‌های ارتباطی صنعتی:

در این بخش چگونگی ارسال داده به کنترلرها و تجهیزات دیگر و دریافت داده از آنها را توضیح می‌دهیم. بدین منظور یک سری پروتکل‌های ارتباطی صنعتی تعریف شده است. این عنوان، بسیار وسیع و توضیحات آن به شدت مفصل است. در اینجا فقط به معرفی اجمالی این پروتکل‌ها خواهیم پرداخت. انواع زیادی از پروتکل‌های ارتباطی صنعتی وجود دارد. از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • پروتکل Modbus
  • پروتکل PROFINET
  • پروتکل PROFIBUS
  • پروتکل DNP
  • پروتکل BACnet
  • پروتکل ControlNet
  • پروتکل EtherNet/IP

از مهمترین تفاوت‌های انواع پروتکل‌ها می‌توان به نوع ارسال و دریافت داده، مدت زمان و سرعت انتقال داده و همچنین حداکثر تعداد تجهیزات قابل پشتیبانی توسط آن شبکه اشاره کرد. توجه کنید که ممکن است در پیکربندی یک سیستم از چندین پروتکل به صورت همزمان استفاده شود. در این بین، Modbus یکی از قدیمی‌ترین و پرطرفداراترین پروتکل‌ها است. پروتکل Modbus به دلیل سادگی، هنوز هم به طور گسترده در بسیاری از تجهیزات و PLCها به کار می‌رود. ضمناً برای شروع یادگیری این مبحث بهترین گزینه محسوب می‌شود. پروتکل Modbus، یک پروتکل ارتباطی سریال و از نوع «فرمانده/ فرمان‌بر» (Master/Slave) است. یعنی یکی از تجهیزات، فرمانده و سایر تجهیزات، در نقش فرمان‌بر خواهند بود. در Modbus، فرمانده می‌تواند با توجه به قابلیت تعریف شده در تجهیزات فرمان‌بر، داده را از روی آنها بخواند یا داده جدیدی روی آنها بنویسد. مطابق این پروتکل، PLC می‌تواند نقش فرمانده را برای تجهیزات متصل به خودش ایفا کند. در شکل زیر از پروتکل Modbus برای ارتباط بین چند PLC از سازنده‌های مختلف استفاده شده است. PLC از طریق ماژول‌های ورودی دیجیتال و آنالوگ و فرمان‌برهای Modbus (یا هر پروتکل ارتباطی دیگری) به داده‌ها دسترسی پیدا می‌کند. پس از آن، CPU عملیات منطقی را روی این ورودی‌ها انجام می‌دهد. در آخر نیز با استفاده از ماژول‌های خروجی دیجیتال و آنالوگ، فرمان‌برهای Modbus، فعال یا غیر فعال می‌شوند.

 

۵) جمع‌بندی:

ماژول PLC نقش کلیدی در خودکارسازی فرآیندهای صنعتی دارد و به‌عنوان واسط میان حسگرها، محرک‌ها و منطق کنترلی مرکزی عمل می‌کند؛ این واحدها با فراهم آوردن ورودی/خروجی‌های قابل‌گسترش، افزونگی و سرعت پاسخ‌دهی مناسب می‌توانند کارایی خطوط تولید را به‌طور ملموسی افزایش دهند. انتخاب درست ماژول PLC باعث کاهش زمان توقف خط، ساده‌سازی تشخیص خطا و افزایش قابلیت نگهداری سیستم می‌شود و در پروژه‌های صنعتی کوچک تا کارخانه‌های بزرگ کاربردی است. ماژول‌های دیجیتال برای خواندن حالات روشن/خاموش سنسورها و کنترل رله‌ها طراحی شده‌اند و معمولاً در فرکانس‌های کاری بالا پاسخ‌دهی سریع‌تری ارائه می‌دهند؛ در مقابل، ماژول‌های آنالوگ ولتاژ و جریان سیگنال‌های متغیر را مدیریت می‌کنند و برای کنترل دور موتورها یا خواندن مقادیر دما و فشار مناسب‌اند. ماژول‌های ارتباطی مانند پروفی‌باس، اترنت/IP یا مودباس TCP امکان تبادل داده با سیستم‌های SCADA یا HMI را فراهم می‌کنند و انتخاب پروتکل صحیح می‌تواند سازگاری بین دستگاه‌ها را تضمین کند. در برخی پروژه‌ها استفاده از ماژول‌های مخصوص ایمنی (مانند SIL) یا ماژول‌های با ویژگی‌های ضدانفجار ضروری است؛ بنابراین، بررسی استانداردهای حفاظتی و رده‌بندی IP قبل از خرید اهمیت دارد. انتخاب صحیح ماژول PLC نقطه‌ی تلاقی بین کاهش ریسک توقف، سهولت نگهداری و امکان توسعه‌ی آینده‌نگر سیستم است؛ هدف این است که سخت‌افزار، پروتکل‌ها و پشتیبانی اجرایی با نیاز واقعی خط تولید هم‌راستا شوند. برای اقدام عملی، ابتدا نیازهای ورودی/خروجی، سرعت پاسخ و سناریوهای خطا را ثبت کنید و سپس دیتاشیت‌های ماژول‌ها (از جمله ماژول PLC اینوت در صورت بررسی آن) را بر اساس این معیارها غربال کنید. تست در محیط کنترل‌شده یا اجرای پایلوت کوتاه‌مدت، ناسازگاری‌های پروتکلی و نقاط ضعف تهویه یا تغذیه را پیش از خرید نشان می‌دهد. از طرف تأمین‌کننده درخواست نسخه‌ی فریم‌ور، جدول سازگاری ماژول‌ها و دسترسی به قطعات یدکی کنید و برای تیم فنی، چک‌لیست نصب، برچسب‌گذاری قطعات و رویه‌های بازگردانی سریع تهیه نمایید. نگهداری پیشگیرانه شامل ثبت لاگ خطا، تعویض دوره‌ای قطعات حساس و برنامه‌ی آموزشی تکنسین‌ها، طول عمر مفید سیستم را افزایش می‌دهد. با این رویکرد ساختارمند، نه تنها هزینه‌ی توقف کاهش می‌یابد بلکه تصمیم خرید به سرمایه‌گذاری عملیاتی تبدیل می‌شود — انتخاب فنی درست، تفاوت میان توقف اضطراری و تولید پیوسته است.

 

6) پرسش و پاسخ:

1- ماژول پی ال سی چیست و چه نقشی در اتوماسیون صنعتی ایفا میکند؟

ماژول پی‌ال‌سی (PLC Module) واحدی تکمیلی جهت افزایش تعداد ورودی/خروجی‌ها یا افزودن توانایی‌های ارتباطی به سیستم  PLC   است. این ماژول‌ها در پروژه‌های اتوماسیون صنعتی برای توسعه‌ی خطوط تولید، افزودن کارت‌های آنالوگ یا دیجیتال و ارتقای شبکه‌های صنعتی بدون جایگزینیِ کاملِ کنترل‌کننده به‌کار می‌روند.

2- چه زمانی باید از ماژول توسعه پی‌ال‌سی استفاده کنیم؟

وقتی تعداد سنسورها و عملگرها بیشتر شود، به ورودی/خروجی آنالوگ افزون‌تری نیاز داشته باشیم یا بخواهیم پروتکل‌های ارتباطی مانند Modbus یا Ethernet را به سیستم اضافه کنیم، به‌کارگیری ماژول توسعه PLC بهترین و اقتصادی‌ترین راهکار است.

3- هنگام خرید ماژول پی‌ال‌سی اینوت چه نکاتی را رعایت کنیم؟

در خرید ماژول پی‌ال‌سی اینوت لازم است به سازگاری با CPU اصلی، تعداد کانال‌ها، نرخ نمونه‌برداری، توان مصرفی، پشتیبانی پروتکل‌های صنعتی، شرایط محیط نصب و خدمات پس از فروش توجه نمایید. مطالعه‌ی دیتاشیت و دفترچه‌ی راهنما پیش از خرید حیاتی است.

4- عوامل مؤثر بر قیمت ماژول پی‌ال‌سی کدام‌اند؟

هزینه‌ی ماژول پی‌ال‌سی به نوع ماژول (دیجیتال یا آنالوگ)، تعداد کانال‌ها، امکانات ارتباطی، برند تولیدکننده، سرعت پردازش و شرایط گارانتی بستگی دارد. همچنین بهای نصب و برنامه‌نویسی نیز در محاسبه‌ی نهایی باید لحاظ شود.

5- اهمیت معماری ماژولار چیست و چگونه بر کارایی اثر می‌گذارد؟

ساختار ماژولار قابلیت تعویض فوری قطعاتِ خراب را بدون الزام به خاموشیِ کاملِ سیستم مهیا می‌سازد؛ در طراحی‌هایی که از ماژول‌های جداشونده بهره می‌برند، تکنسین‌ها قادرند یک کارت پی‌ال‌سیِ معیوب را در طی چند دقیقه عوض کرده و به فرآیند ادامه دهند. تفکیکِ وظایف میان ماژول‌های دیجیتال، آنالوگ و ارتباطی نیز باعث می‌شود توسعه‌ی بعدیِ سیستم آسان‌تر و مخارجِ ارتقا به‌صورت پله‌ای تأمین شوند، که برای خطوط تولید با رشدِ تدریجیِ اقتصادی حائز اهمیت است.

6- هنگام گزینش نوع ماژول چه مواردی را باید مدنظر قرار دهیم؟

در زمان انتخاب ماژول پی‌ال‌سی اینوت باید گنجایش ورودی/خروجی، سرعت پردازش، حافظه‌ی برنامه‌نویسی و پشتیبانی از پروتکل‌های ارتباطی را با ملزومات پروژه بسنجید. به‌طور مثال در خطوط بسته‌بندی با شمارش زیاد و مدیریت سرعت، ماژول‌هایی با تأخیر ناچیز و پشتیبانی از وقفه‌ی سخت‌افزاری کارآمدترند؛ حال آنکه برای سیستم‌های نظارتی و دیتالاگرها، اولویت با حافظه‌ی قابل‌افزایش و تواناییِ ثبت رخداد است. پی‌ال‌سی اینوت عمدتاً به‌خاطر بهای رقابتی و ویژگی‌های استاندارد صنعتی معروف است، ولی اطمینان یابید که مستندات فنی، کتابخانه‌های نرم‌افزاری و ابزارهای برنامه‌نویسیِ موردِ نیازِ پروژه در اختیارتان باشد. پیش‌بینیِ روندِ ارتقا و امکانِ افزودنِ ماژول‌های توسعه‌ای نیز از جنبه‌ی اقتصادی انتخاب هوشمندانه‌تری ارائه می‌دهد.

7- نحوه‌ی انجام نصب و سیم‌کشی‌های پی‌ال‌سی و ماژول چگونه باید باشد؟

در نصب ماژول‌ها توجه به اصول زمین‌سازی و شیلدینگ کابل‌ها بسیار مهم است؛ کابل‌های سیگنال آنالوگ باید از کابل‌های قدرت مجزا شوند تا نویز القایی کم‌تر شود. به‌کارگیری فیوز یا قطع‌کن مناسب در ورودی تغذیه‌ی پی‌ال‌سی به حفاظت از ماژول‌ها در برابر ولتاژهای گذرا یاری می‌رساند و نصب واحدهای محافظ برای ایمنی در مقابل ولتاژ گذرا در محیط‌های صنعتی پیشنهاد می‌شود. هنگام قرار دادن ماژول در رک یا تابلو، رعایت فاصله برای تهویه و دسترسی به کانکتورها موجب عمرِ بیش‌ترِ کارت پی‌ال‌سی می‌گردد؛ همچنین، پیروی از دستورالعمل‌های سازنده برای اتصال کانکتورها و ترمینال‌ها از رخداد خطاهای اتصال ممانعت می‌کند.

8- شیوه‌های سریع عیب‌یابی و نگهداری پی‌ال‌سی کدام‌اند؟

برای کشف فوری ایراد در ماژول‌ها نخست چرخه‌ی تغذیه و سلامتِ نسخه‌ی پشتیبانِ برنامه را بازبینی کنید و سپس توسط ابزارهای مانیتورینگِ داخلیِ پی‌ال‌سی، نقاط ورودی و خروجی را بیابید. نگهداریِ لاگِ رخداد به‌تفکیکِ زمان و نوعِ خطا، بررسیِ روندِ خرابی را ممکن می‌سازد و نگهداریِ پیشگیرانه نظیر تعویضِ متناوبِ باتریِ بک‌آپ، نظافتِ کانکتورها و به‌روزرسانیِ نرم‌افزاری می‌تواند از خرابی‌هایِ ناگهانی جلوگیری نماید. در مواقعی که ارتباط با ماژول قطع می‌گردد، بررسیِ ظاهریِ کابل‌ها، پروتکلِ شبکه و تنظیماتِ آدرس‌دهی غالباً مشکل را نمایان می‌کند؛ اگر به قطعه‌ی جایگزین احتیاج باشد، ثبتِ مشخصاتِ فنی روی قطعات کمک می‌کند تکنسین‌ها سریع‌تر عملیات را پی بگیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *